قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

3036

تاريخ الفي ( فارسى )

بود ، با لشكرهاى خود هجوم آورده از جانب شرقى به شهر درآمد و امير مثقال ، كه او نيز از امراى بزرگ سلطان سنجر بود ، با لشكر خود هجوم آورده از جانب غربى به شهر درآمد . امّا خبر از درآمدن امير سنقر نداشت . چون به شهر درآمد و دانست كه قبل از وى امير از جانب ديگر درآمده - چون امير مثقال را با امير سنقر مذكور كدورت تمام بود - در شهر توقّف نكرده بيرون شد . و اتسز خوارزمشاه اين معنى را غنيمت دانسته در دفع امير سنقر « 1 » يك‌رو شده در ساعت او را از شهر بيرون كرد [ 74 الف ] و آن موضع را كه امير سنقر از آنجا درآمده بود مضبوط گردانيد . و چون سلطان سنجر مدتى در گرد خوارزم نشست و دانست كه گرفتن آن به‌آسانى متصوّر نيست ، بنابراين ، اظهار آن نمود كه « تا اتسز خوارزمشاه اطاعت من نكند من از سر محاصره برنمىخيزم . » چون اين حكايت به گوش اتسز خوارزمشاه رسيد ، او نيز چون از محاصره به تنگ آمده بود ، در ساعت جماعتى از علما و فضلا در ميان انداخته از سلطان عذر تقصيرات خود درخواست كرد و اظهار اطاعت و انقياد نمود . بنابراين ، سلطان بازگشته به مرو آمد و خوارزمشاه بر سرير حكومت خوارزم قرار گرفت . و در اين سال امير اتابك زنگى شهر عانه « 2 » را ، كه از اعمال فرات است ، به حيطهء تصرّف خود درآورد . و از اكابر محدّثين در محرم اين سال ابو البركات عبد الوهاب بن مبارك ابن احمد انماطى « 3 » در بغداد وفات يافت . و مولد او در سنهء اثنين و ستين و اربعمائه [ - 462 ] هجرى بود . و در رمضان اين سال وزير شرف الدّين على بن طراد زينبى وفات كرد . و هم در اين سال ابو الفتوح محمّد بن فضل بن محمّد اسفراينى كه از جمله صلحاى وعّاظ آن زمان بود وفات يافت . و در ايّام حيات ميانهء ابو الفتوح مذكور و على غزنوى ، كه او نيز از جمله وعّاظ و زهّاد بود ، كدورتى و حسدى كه لازمهء اقران و امثال مىباشد ، بود . و چون ابو الفتوح فوت شد ، على غزنوى به تعزيهء او آمده گريهء بسيار كرد . تاآنكه يكى از شاگردان ابو الفتوح گريهء مفرط او را بر شماتت حمل كرده سخنان درشت به او گفت و على غزنوى مطلقا آن شخص را جواب نگفت و از مجلس بيرون آمد . و جمعى از شاگردان على غزنوى گريه كردن و رفتن او به آنجا را ملامت كردند . على غزنوى در جواب ايشان گفت كه « اى كوتاه‌نظران ، من گريه بر خود كردم نه بر ابو الفتوح ؛ چه ، تقدّم ابو الفتوح كه نظير من بود ، آيتى است از رحيل من . » « 4 »

--> ( 1 ) . در متن آقسنقر آمده است . ( 2 ) . شهرى بين رقه و هيت ، از اعمال و توابع جزيره ، مشرف بر فرات . - ياقوت ، معجم البلدان . ( 3 ) . در متن به‌صورت « انباطى » آمده است . تصحيح براساس الاعلام زركلى ، ج 4 ، ص 185 . ( 4 ) . و سپس اين چهار بيت را خواند : -